رابطه بین متغیرهای هزینه های سیاسی و مدیریت سود

هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین تاثیر شرکت ها از هزینه های سیاسی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این تحقیق از اندازه شرکت بر حسب معیارهای مختلف به عنوان متغیرهای هزینه های سیاسی و از اقلام تعهدی اختیاری به دست آمده از طریق مدل جونز به عنوان نماینده مدیریت سود شرکت ها استفاده شده است. با توجه به این که محیط اقتصادی ایران متفاوت از کشورهای غربی می باشد ممکن است انگیزه های مدیریت سود نیز در ایران متفاوت از کشورهای غربی باشد.

نتایج آزمون انجام شده با اطلاعات تجمیعی کل صنایع نشان می دهد که، فقط اندازه شرکت بر حسب تعداد کارکنان نماینده مناسبی برای هزینه های سیاسی در ایران می باشد. زیرا شرکت های بزرگتر از لحاظ تعداد کارکنان مدیریت کاهنده سود انجام می دهند. در حالی که بین اندازه شرکت بر حسب عوامل دیگر مانند جمع دارائی ها و میزان فروش و مدیریت کاهنده سود رابطه معنی داری مشاهده نشد. همچنین رابطه یکنواختی بین اندازه شرکت بر حسب تعداد کارکنان و مدیریت کاهنده سود وجود ندارد. بلکه رابطه مشاهده شده نشان از یک تغییر رفتار شرکت های بزرگتر نسبت به سایر شرکت ها دارد و اندازه شرکت بر حسب تعداد کارکنان دارای یک اثر آستانه ای بر مدیریت سود می باشد.

آزمون فرضیات رد سطح صنایع نشان داد که در صنایع ساخت مواد و محصولات شیمیایی و ساخت مواد غذائی و انواع آشامیدنی ها، اندازه شرکت به طور کلی معیار مناسبی برای هزینه های سیاسی می باشد و در این صنایع شرکت های بزرگ مدیریت کاهنده سود انجام می دهند. در حالی که در باقی صنایع مورد تحقیق رابطه قوی بین اندازه شرکت و مدیریت کاهنده سود انجام می دهند. در حالی که در باقی صنایع مورد تحقیق رابطه قوی بین اندازه شرکت و مدیریت کاهنده سود انجام می دهند. در صورتی که مدیریت کاهنده سود برای صنایع خودرو سازی و نساجی مشاهده نگردید. یعنی این صنایع انگیزه لازم برای مدیریت کاهنده سود و تاثیر گذاری بر اقدامات سیاسی دولت مردان را ندارند.